|
رمدیوس خوشگله یک روز میان ملافه های سفید گم شد
|

...اصلا و اصولا دو سه روز است که در راستای کارهای فرهنگی و غیر فرهنگی به ما خیلی خیلی خوش می گذرد - نروید بگویید نه که قبلا کم می گذشت؟ که راست می گویید - خلاصه خدمت انور منوور تان عرض کنم که در راستای اینکه کللا ما مقادیری ک.و.ن.مان نمیشود - با حفظ کپی رایت دراک الممالک - که تصمیم های مهم در باب رفتن به جاهای مهم تر بگیریم و از آنجایی که دیروز در بلاگ توکای مقددس یک عدد تبلیغ نمایشگاه یک آقایی را دیدیم و بدیهی است که اگر توکای مقددس به یکنفر بگوید که کارش درست می باشد - و هیچوقت به ما نگفت - یعنی اینکه اون آقاهه خب واقعا کارش درسته پا شدیم رفتیم خانه هنرمندان و در راستای چگونگی کف و خون قاطی کردن بنده درباره ی کارهای آقای هادی فراهانی همین بس که راست و پوست کنده بهش گفتم: بهتون حسودی می کنم در حدد بز...
می دونید اصولا باهاس بگم که نمایشگاه از کاریکاتورها و طرح هایی بود که آقای فراهانی در روزنامه های مختلف و بسیار معروف مثل نیویورک تایمز ... wow ...چاپ کرده و مساله ی مهم اینجاست که شاید قلم تواناتر و ایده های بهتری از طراحان دیگه سراغ داشته باشید امما مسلما این مجموعه فقط و فقط نشان از کاملا حرفه ای بودن طرراح دارد، طرراحی که می داند چه می خواهد به تواناییهای خودش واقف است و مسیر خودش را با قدرت می پیماید، و این مهم تنها به مدد حرفه ای بودن به معنی واقعی کلمه امکان پذیر است... آرزوی موفقیت بیشتر برایش دارم و این دوست جدید را هفته ی دیگر هم در گالری ممیز خانه ی هنرمندان خواهم دید. نمایشگاه تا آخر هفته ی آینده تمدید شده است، برای آنها که طراحی می کنند دیدن این مجموعه تجربه ی بی نظیری خواهد بود...
پی نوشت خوندنش قبل متنه اصلا لازمتره: مستر میوزیک خیلی زیبا صحنه ی بردن بنده را به نمایشگاه و میزان هیجانات زاید الوصف و گاه خطرناک اینجانب را توصیف نموده اند که هیچ، یک پا تبلیغ هفته شده است این نمایشگاه...ببینید...
پی نوشت اینکه اون بالا کار آقای فراهانیه اصولا: می دونید نکته ی جالب اینجا بود که هادی فراهانی می گفت من خیلی تحت تاثیر رونالد سیرل بودم - سیرل در طرراحی با مرکب و برخورد با رنگ یعنی شیوه ی پاشیدن رنگ و استفاده از آن در طراحی استاد بزرگی است - و برای اینکه اون شیوه ی طرراحی منحصر بفرد اونو کپی نکنم رفتم سراغ اسکرچ برد و کارم شیوه و قدرت خودش رو پیدا کرد و اصولا اینکه فرق آدما همینجاست لابد دیگه ...چون من در برابر همچین قضیه ای فقط می شینم تو خونه گریه می کنم ...