|
رمدیوس خوشگله یک روز میان ملافه های سفید گم شد
|
...
- آقا اجازه ، ما بغضمون داره می ترکه می شه بریم بیرون؟
- بشین سر جات بچه حرف نزن...
- آقا اجازه ، به خدا نمی تونیم نگهش داریم الان می ترکه...
- گمشو بیرون
- ممنون آقا دیگه نداریم...
...
همین
* من چه مرگمه؟ تو چرا نمی دونی من چه مرگمه؟ تو که همیشه همه چیو می دونی....چرا اینو نمیدونی؟؟؟
...
...ذهنم درگیر کارهایی است. یک فیلمنامه ی گنده برای یکی و یک انیمیشن کوتاه و کوچولو برای خودم. از دوستان عزیز ممنونم که نگران احوالات بنده اید ولی شرمنده سی پی یوی مخ و ویرچوال مموری ویندوزم درگیره و چون اصولا مموری اینجانب بسیار پایین و قدیمی است دیگر به نوشتن در اینجا قد نمی ده....
*** لری سخنان شگرف اون بالا این میشه که بابا دیگه مخم نمی کشه حرفم نمیاد فعلا...
همین
همین به خدا
...
هممم!!
...
همین.
...
...
دلم نمی خواد حرف بزنم، مگه زوره؟
...
...
*و این تفریح تازه ی ماست از برای آزار آنان که ما را به رولبلاگ بلاگفا اضافه کرده اند، بیایند و ببینند که سر کارند بس عظیم و جانفرسا...هه هه هه ...
...باشد که خداوندگار این کرم را نیز بزداید از وجود ما
...همین
...
پایان چند روز کار سخت شد یک جلسه ی طولانی با آهنگساز و تهیه کننده و انگشت شست من که دیگه ناخن نداشت، ...عادت کوفتیه این ناخن جویدن ...باشد که ترک کنیم...
...
...
بد نگوییم به...
بد نگوییم به م م م م، اگر تب داریم...
به کی بد نگوییم اگر تب داریم؟ ها؟؟
یادم نیست...
تف به روح ... آها قرار شد بد نگوییم ...ها؟؟
...ولی من که تب ندارم.پس گور بابا ی .... اصلا ولش کن.
همین
...